دلنوشته ی برای روز جهانی تئاتر

دلنوشته ی برای روز جهانی تئاتر

یکسال گذشت ، سالی پر از اضطراب و ترس
سالی که هر لحظه اش مصداق بودن یا نبودن بود.
سال از دست دادن عزیرانمان به قول اخوان ثالث شبان آهسته می‌گریم که شاید کم شود دردم
تحمل می‌رود اما شب غم سر نمی‌آید…
اما آدمیزاد به امید زنده است به درسها و تجربه های که از زندگی می‌آموزد چون ققنوس آن مرغ شگفت بی‌همتا که بارها در آتش سوخته و باز از خاکستر خویش زاییده می شود. به قول همیلتون بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او
باید باور داشته باشیم که آینده در دستان ماست
و تلاش کنیم بار دیگر آرامش ، امید ، و صداقت را به تئاتر شهرمان مشهد بازگردانیم
هفتم فروردین روز جهانی تئاتر مبارک