تئاتر تمرین گفتمان هنر

تئاتر تمرین گفتمان هنر

 

گفتگو با محمد جهان‌پا که معتقد است: «مشهد دوست‌داشتنی» اتفاق خوبی در تئاتر بود؛

 تئاتر تمرین گفتمان هنر است

این روزها تئاتر مشهد به‌همت هنرمندان و پیش‌کسوتان هنر، روزهای پربار و خوبی را پشت سر می‌گذارد و ما شاهد نمایش‌هایی هستیم که به ذائقۀ عموم بسیار نزدیک است.

خبرنگار: حمیده وحیدی

گفتگوی شهرآرا آنلاین / این روزها تئاتر مشهد به‌همت هنرمندان و پیش‌کسوتان هنر، روزهای پربار و خوبی را پشت سر می‌گذارد و ما شاهد نمایش‌هایی هستیم که به ذائقۀ عموم بسیار نزدیک است. ازطرفی برپایی شهرک «مشهد دوست‌داشتنی» که یکی از ایده‌های خلاق شهری است، فضای خوبی برای تجربه و لذت‌بردن از سنت‌های خاص مشهدی‌ها فراهم کرده است. به همین بهانه با محمد بهاران بازیگر و کارگردان تئاتر، حمیدرضا سهیلی نویسندۀ کتاب صد سال تئاتر مشهد و محمد جهان‌پا کارگردان تئاتر گفتگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

 

آقای جهان‌پا، فضای تئاتر و حاشیه‌های پرداخته‌شده به آن را در چند سال اخیر چطور ارزیابی می‌کنید؟

این روزها تئاتر مشهد به لطف خدا روزهای خوبی را پشت سر می‌گذارد، اما نکته مهمی که نباید از آن غافل شد، این است که چه کسانی و با چه تلاش‌هایی این روزهای خوب را رقم زده‌اند. وقتی از بطن ماجرا به این فرایند نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم طیف وسیعی از هنرمندان دلسوز و با‌انگیزه، بدون اینکه به حمایت مسئولان امیدوار باشند، با پشتکار و همدلی تلاش کردند و توانستند در تاریخ تئاتر تحولی ایجاد کنند. هنرمندان تئاتر این روزها کاملا به‌طور مستقل وارد کار شده‌اند و کارگردانان هیچ چشمداشتی به کمک مسئولان ندارند، چرا‌که تجربه ثابت کرده است باید از ابتدا تا انتهای کار را به‌صورت خود‌گردان اداره کرد. آن‌هایی که باید گوشه‌ای از مسئولیت سنگین هنری را بر دوش بگیرند در خواب فرورفته‌اند و متأسفانه حتی فضاهای شهری نمایشی که مسئولان در خدمت هنرمندان قرار می‌دهند، امکانات مورد‌نیاز متوسط را دارا نیست. سیستم گرمایشی و سرمایشی سالن تئاتر مشهد اصلا مناسب نیست، همچنین از لحاظ امکانات سخت‌افزاری به امکانات روز مجهز نیستیم. این ضعف بزرگی برای کلان‌شهری همچون مشهد است که سالانه چندین میلیون جمعیت به آن رفت‌وآمد دارند. البته مشکلاتی که هنرمندان تئاتر با آن درگیر هستند صرفاً به تجهیزات برنمی‌گردد، بلکه ما در بخش‌های ارتباطی نیز توقعاتی داشتیم که برآورده نشد. در این مدت نشست‌های خوبی بین اهالی تئاتر کشور و مشهد برگزار نشده است تا از جدیدترین دستاوردها و تجربۀ اساتید بزرگ بهره‌مند شویم و هر آنچه از ارتباط و خبر وجود دارد، به لطف فضای مجازی و دنیای اینترنتی است. این توقع از دست‌اندرکاران انجمن نمایشی می‌رفت که نشستی برای ملاقات بین اساتید و اهالی تئاتر کشور ترتیب دهند.

 

تا چه اندازه معتقدید با تمام کاستی‌ها و عدم‌حمایت صحیح مسئولان نمایش‌ها دارای غنای ادبی مناسب در جذب حداکثری مردم هستند؟

اگر بخواهیم منصفانه صحبت کنیم، باید بگوییم این روزها تنوع نمایش در صحنه بسیار خوب است، یعنی شما با ذائقه‌های مختلف می‌توانید نمایش‌های متفاوتی را انتخاب کنید، اما به‌طور‌خاص در کل کشور با آسیبی به نام متون نگارشی نمایش‌نامه روبه‌رو هستیم، یعنی نویسنده‌هایمان به‌شدت کم هستند و با گذشت سال‌ها نتوانسته‌ایم تعداد زیادی نویسنده تربیت کنیم. این روزها تعداد نویسندگان ما به انگشتان یک دست هم نمی‌رسند. آن‌ها که توانمندتر هستند، اغلب به پایتخت مهاجرت کرده‌اند؛ بنابراین اکثر متن‌های نمایشی ما از متون خارجی است. گاهی نیز از متن‌های نویسندگان شهرهای دیگر یا افراد معروف پایتخت وام می‌گیریم. البته از دامن‌گیر‌شدن تحصیلات آکادمیک در حوزۀ تئاتر نیز نمی‌توان غافل شد. افراد بسیاری سال‌ها از عمر خود را صرف تحصیل در این رشته می‌کنند، اما به‌دلیل نبود زمینۀ فعالیت در عرصۀ تئاتر، دچار سرخوردگی می‌شوند. در طول ۱۰‌سال گذشته متأسفانه از برگزاری نشست‌های تخصصی مستمر که تمرینی برای گفتمان هنری است، غافل بوده‌ایم. این نشست‌ها جدا از ورک‌شاپ‌های تخصصی است که گاه‌به‌گاه برگزار می‌شود. با تمام این کاستی‌ها وقتی کارنامۀ تئاتر خراسان را از دهۀ‌۸۰ تا به امروز، ورق بزنید باز هم با روزهای درخشانی روبه‌رو می‌شویم که کسب رتبه‌های برتر در جشنوارۀ تئاتر فجر، از نمونه‌های بارز آن است، کاری که کاملا حاصل تلاش بچه‌های تئاتر است. تأکید می‌کنم که این پشتکار و طبع بلند هنرمندان نباید باعث خواب‌آلودگی مسئولان ما شود. همگی می‌دانیم نمایش و تئاتر با سینما متفاوت است و نمی‌توان به‌آسانی برای آن اسپانسر و حامی مالی تأمین کرد. تئاتر هنری است که باید رسیدگی شود، چراکه از نظر مالی کم‌برخوردار است. امیدوارم روزی برسد که بتوانیم از لحاظ اقتصادی و سخت‌افزاری، شادی را برای این هنر ارزشمند به ارمغان بیاوریم.

 

اگر در گذشته، کار ویژۀ شهرداری در زمینۀ فعالیت‌های عمرانی بود، امروز فعالیت‌های فرهنگی جزو دستورکارهای اصلی شهرداری شده است. فکر می‌کنید شهرداری مشهد در انجام رسالت خود چه مسیری را پیموده است و چه راه‌هایی در پیش رو دارد؟

با مدیریت جدید در معاونت فرهنگی شهرداری، اتفاقات بسیار خوبی در این سال‌ها رقم خورد. اجرای نمایش‌های خیابانی، گونه‌ای بسیار تأثیرگذار از نمایش در تمام دنیاست که خاستگاه آن میادین، خیابان‌ها و حتی چهارراه ها هستند. این مکان‌ها محل عبورومرور مردمی عادی است که هریک دغدغۀ متفاوت و زندگی خاص خود را دارند و چه‌بسا سال‌های سال هیچ نمایشی را روی صحنه ندیده‌اند. این‌گونه از نمایش‌ها با کمترین تجهیزات در فضایی ساده می‌تواند در‌زمینۀ فرهنگ شهروندی اثرگذار باشد. در مشهد نیز در ایام خاص به‌ویژه نوروز و دهۀ فجر نمایش‌های خوبی تولید و اجرا می‌شود که متولی آن شهرداری بوده است. در تقسیم‌بندی کار در کشور، ادارۀ ارشاد اسلامی سیاست‌گذار و تأمین‌کنندۀ فضای حرفه‌ای تئاتر است، اما شهرداری رسالت خود را در‌زمینۀ فرهنگ شهروندی و شهری با قدم‌گذاشتن به این موضوع به ثبت رسانده است. بنده معتقدم بدنۀ انجمن نمایشی به‌عنوان متولی تئاتر نتوانسته است طرح و ایده‌ای برای همکاری با شهرداری مشهد ارائه دهد و غالباً در نقش عنصر نظارتی طرح وظیفه کرده و این موضوع یکی از تلخ‌ترین حوادثی بوده که در این مدت رقم خورده است؛ چراکه با طرح و ایده‌ای خوب می‌شد حمایتی دوجانبه انجام داد. هم‌اکنون در تهران، فرهنگ‌سراها نیز مشغلۀ اجرای تئاتر را دارند و همین موضوع باعث شده که بر تعداد تماشاگران و علاقه‌مندان به تئاتر افزوده شود.

 

فعال‌تر‌شدن و پویایی فرهنگ‌سراها درزمینۀ هنر و به‌ویژه تئاتر، چه نقشی در روحیه‌بخشی خانواده‌ها به‌همراه خواهد داشت؟

تئاتر به‌‌دلیل اینکه هنری زنده است و مخاطبان آن رودرروی بازیگر قرار می‌گیرند و در رویای نمایشنامه غوطه‌ور می‌شوند، تأثیر مستقیمی در روحیۀ افراد دارد. در عصر حاضر، که همۀ انسان‌ها به‌ویژه جوانان و نوجوانان به‌دلیل کم‌تجربگی نیازمند راهنما و مشوق هستند، عاملی به‌جز خانواده، دوستان و… قطعاً خواهد توانست نقش مشوق را برای این قشر بازی کند، چرا‌که نوجوانان و افراد جوان نصیحت و انتقال تجربیات شخصی دیگران به خودشان را قبول ندارند. در‌این‌بین تئاتر به‌عنوان یک یار می‌تواند این نیاز را برآورده کند. هر عامل ارتباطی دیگر با تغییر محیط و شرایط گوناگون اجتماعی متحول و دگرگون می‌شود و براساس آنچه هنرمندان با آن روبه‌رو هستند، شیوه و رویکرد فرهنگی آن تغییر می‌کند؛ بنابراین تئاتر نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییرات خواهد داشت. تئاتر عنصری فرهنگی است و اگر دستمایۀ اهلش قرار گیرد و مبتنی‌بر شرایط اجتماعی خاستگاهش برنامه‌ریزی شود، بی‌شک تأثیرگذارترین و زنده‌ترین هنر جهان به شمار می‌رود. بنابراین نمی‌توان منکر نقش این هنر زنده در داد‌وستد فرهنگی جامعه بود، چراکه تئاتر هنر مجردی تلقی نمی‌شود! این روزها که خانواده‌ها کوچک‌تر شده‌اند تئاتر می‌تواند یکی از ارزنده‌ترین راه‌ها برای ایجاد فضای دوستانۀ آموزشی، تفریحی و تأثیرگذار در ارتباطات باشد. ما در سطح مشهد گونه‌های مختلف اجرا را شاهد هستیم که به‌جرئت می‌توان گفت هم‌گام با تهران قدم بر‌می‌دارد. نمایش‌هایی نیز که در شهرک «مشهد دوست‌داشتنی» اجرا می‌شود، از دیگر نو‌آوری‌های معاونت فرهنگی شهرداری است و کاری ارزنده محسوب می‌شود.

 

فکر می‌کنید «مجموعۀ مشهد دوست‌داشتنی» تا چه اندازه توانسته است رسالت خود را به سرانجام برساند؟

به نظر من مسئولان ما مقداری دیر متوجه شدند که هنر نمایش چه تأثیر شگرفتی در فرهنگ دارد. باز هم تأکید می‌کنم که در این دوره معاونت فرهنگی شهرداری با رویکرد بسیار خوبی که به نمایش داشت، توانست قدم‌های بزرگی دراین راستا بردارد.

در نمایشگاه «مشهد دوست‌داشتنی» به‌طور مداوم نمایش برگزار می‌شود و در همین چند ماه آزمون و خطاهای نتیجه بخشی نیز صورت گرفت که نشان از ظرفیت بالای هنرهای نمایشی دارد. اگر‌چه ممکن است برخی کارها به ذائقۀ همۀ هنرمندان خوش نیاید، بنده ‌دیدم خانواده‌هایی را که چندین‌بار از نمایشگاه «مشهد دوست‌داشتنی» بازدید و حتی دیگر اعضای خانواده‌شان را به تماشا دعوت کردند. مشهد دوست‌داشتنی توانسته است با هنر نمایش و مخاطب خود ارتباط نزدیکی برقرار کند.

 

به‌عنوان یکی از پیش‌کسوتان تئاتر فکر می‌کنید ‌اجرای چنین نمایش‌هایی که به بومی‌بودن و پویایی هویت در مشهد می‌پردازد، تا چه اندازه مفید است؟

ما در فضای تئاتر حرفه‌ای بیشتر به فضاهایی می‌پردازیم که شخص را به فکر وادار می‌کند و در آن‌ها دغدغه‌های عمومی و اجتماعی، فارغ از بحث جغرافیا اهمیت دارد، اما به‌طور مشخص در نمایشگاه «مشهد دوست‌داشتنی» فضای بومی مشهد دیده می‌شود؛ مثلا واقعۀ گوهرشاد که برگرفته از قیام مردم مشهد است، در نمایش «گذر زمان» دیده می‌شود. سنت‌هایی همچون «چراغ‌برات»، «عقد بالای سر حضرت» نیز جزو سنت‌های بی‌نظیر ما مشهدی‌هاست. دانستن و فهم گذشته و شناخت دانشمندان و تأثیرگذاران شهری باعث نوعی خودباوری در نسل جوان می‌شود تا کاملا متوجه باشند در سرزمینی زندگی می‌کنند که زیستگاه چهره‌های جهانی بوده است. خراسان چهره‌های متعددی دارد که هر کدام می‌تواند سوژۀ یک نمایش باشد.

طوفان بهترین خوانش اربعین شد

طوفان بهترین خوانش اربعین شد

نمایش طوفان

نمایش طوفان در اولین دوره ی خوانش اربعین حوزه هنری خراسان رضوی  بهترین خوانش از نگاه تماشاگران شد.

شایان ذکر است این دوره از خوانش بدون مسابقه و فقط یک جایزه ی اهدایی از نگاه تماشاگران داشت

در این خوانش که کاری از گروه جلوه هشتم بود . علی رضا رواندل، جلال کریم زاده،علی زکریایی، مصطفی جلالی، پرستش سلطانی و محمد جهان پا  به عنوان خوانشگر  ، شقایق کریمی، اکت خوان  موسیقی مرتضی روحی، پوستر: سینا افشار در کنار محمد جهانپا خوانشگردان این نمایش حضور داشته اند این رویداد از تاریخ دوم آذر به مدت پنج روز در تماشاخانه ی اشراق حوزه هنری اجرا گردیده است

 

به تئاتر کودک فکر هم نمی کنند.گفتگوی خواندنی از محمد جهانپا در اتفاقیه

به تئاتر کودک فکر هم نمی کنند.گفتگوی خواندنی از محمد جهانپا در اتفاقیه

جلوه هشتم

کارگردان تئاتر با اتفاقیه در میان گذاشت؛
به تئاتر کودک فکر هم نمی‌کنند!

سوتیتر: نمایش «مورچه‌ای به نام موری» به کارگردانی محمد جهانپا به جشنواره بین‌المللی کودک و نوجوان همدان راه یافت

• نوید موسوی
تئاتر کودک و نوجوان را شاید بشود زمینه‌ساز تربیت نسل نوجوان در نظر گرفت که در آن تئاتر و به طور کلی هنر نمایش برای کودکان و نوجوانان معرفی می‌شود. معرفی این هنر تبعات بعدی دیگری دارد که بی‌شک در فرایند جامعه‌پذیری تأثیرگذار است و راهنمای نسل نوجوان و جوان در مراحل بعدی خواهد بود. وقتی از دریچه تئاتر، صحنه و بازیگران آن با جامعه، فرهنگ و تاریخ و ادبیات آشنا می‌شویم شاید بهتر بتوانیم بیاندیشیم که بودنمان در این جامعه چه محتوا و مفهومی دارد.
گفت‌وگویی داشتیم با محمد جهانپا کارگردان یکی از نمایش‌های کودک و نوجوان مشهدی که کارش در جشنواره بین‌المللی کودک و نوجوان همدان پذیرفته شده است و به زودی در این شهر اجرا می‌شود.
با سلام؛ به عنوان نخستین پرسش بفرمایید «مورچه‌ای به نام موری» از کجا آغاز شد؟
دوست جوان و هنرمندم عماد نصرآبادی حدود سه سال پیش نمایشنامه را برای شرکت در جشنواره نمایشنامه‌نویسی کودک و نوجوان رضوی نگارش کرد و موفق به کسب مقام برگزیده جشنواره شد، از آنجا که این دوستی و آشنایی به سال‌های دورتری پیوند خورده و اینکه من همواره علاقمندم در فرصت‌های مناسب دست در دست نیروی جوان و ایده‌های جدید هم حامی هنرمندان جویای نام باشم و هم خودم از برکت حضورشان بهرمند شوم، ترغیب شدم این اثر را با اعضای جوان گروهم و در کنار سال‌ها تجربه و کسوت همکاران پیشکسوتم در تئاتر به روی صحنه ببرم.
در این نمایش مجتبی شفیعی،محمد اسلامی،جواد محمدزاده،امیر احسان امیرپور،کوروش خلیلی پور، محسن شهرکی،یوسف سلطانی و محمدرضا علوی نیز نقش آفرینی می‌کنند.
تمرینات از کی شروع شد و چه چشم‌اندازی در ابتدای کار برای این نمایش ترسیم کرده بودید؟
تمرینات این نمایش از خردادماه امسال آغاز شد و در شهریور ماه پس از کسب مجوز‌های قانونی در تماشاخانه اشراق حوزه هنری به روی صحنه رفت که با اقبال خوبی نیز از طرف کودکان و نوجوانان و خانواده‌های مشهدی روبه رو شد.
از آنجا که از ابتدای شروع تمرینات نیم نگاهی هم به جشنواره‌های کودک و نوجوان در سال 95 داشتیم با توجه به ظرفیت کار اقدام به ارسال اثر به جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان کردیم که خوشبختانه اثر فوق توانست سهمیه حضور در این رویداد مهم تئاتر کودک و نوجوان را کسب کند.
اهمیت تئاتر کودک چیست و چرا محمد جهانپا به سراغ آن رفته است؟
خوب بگذارید بگویم که معجزه تئاتر کودک همیشه برایم درس‌آموز بوده است. دنیای بس شیرین گسترده عجیب و قطعاً سرشار از خرد و تعقل که کودکان آن را ترسیم می‌کنند و تو در این فضای دو سویه دست به کشف ناشناخته‌های جدیدی میزنی. شاید این نقل قول از مارک تواین هم خالی از لطف نباشد که می‌گوید: بر این باورم که تئاتر کودکان از بزرگ‌ترین ابداعات قرن بیستم بوده‌است. این نوع تئاتر قوی‌ترین معلم اخلّاق و بهترین انگیزه به سوی بهزیستی است که نبوغ آدمی آن‌را آفریده‌است. نقش آفرنینی در این حوزه یکی از دلچسب‌ترین فعالیت‌های من در طول سال‌های اخیر بوده است.
نمایش چه ارتباطی با کودک برقرار می‌کند؟ آیا فضایی نمادین دارد؟
در این نمایش که تجربه دومم در مقام کارگردانی نمایش‌های دیجیتالی است سعی کرده‌ام با استفاده از تکنولوژی موجود در اختیار گروه فضایی متفاوت از آنچه که تا به حال تماشاگر کودک و نوجوان مشهدی تجربه کرده برای مخاطبین اثرم ایجاد کنم، نمایشنامه قهرمانی دارد به نام «موری» که برای نجات جان همنوعانش از بند اسارت حشرات موذی پای در سفری می‌گذارد که سرشار از رخدادهای عجیب و تجربه‌های ناب برای او و صد البته مخاطبان کودک که قهرمانشان را در این اثر دنبال می‌کنند، است.
در امتداد این سفر موضوعات و مکان‌های مختلفی به نمایش در می‌آید که همین وادارم کرد بار دیگر بازیگران و تیم کارگردانی گروهم را در تجربه جدید محک بزنم؛ آنهم به وجود آوردن فضایی برای همسو شدن بازیگر زنده در فضای دیجیتالی. در این زمینه کیمیا منجمی به عنوان مسئول تیم انیمیشن اقدام به طراحی و ساخت فضاهای نمایشی کرد و مهدی شریفی به عنوان طراح صحنه و زینب رشتی به عنوان طراح لباس در تمامی لحظات شکل‌گیری نمایش حضور داشتند که ترکیب دقیق‌تری از تمامی جزئیات نمایش را با همسویی بهتری خلق کنیم که به نظرم نسبت به کارهای گذشته در این حوزه تجربه موفق‌تری است.
از تئاتر دیجیتال نام بردید. شاخص‌های این نوع تئاتر چیست؟
باید عرض کنم آنچه که از آموخته‌های خود دارم اساس این گونه‌ی تئاتری بر رابطه انسان و كامپیوتر استوار شده است. رابطه‌ای كه انسان همیشه از آن واهمه داشته و هرگز به صورتی كه شایسته است، شكل نگرفته؛ برای داشتن تئاتر دیجیتال چند شرط اصلی وجود دارد. اول اینکه اجرا باید زنده باشد و اجراكنندگان در فضایی مشترك با تماشاگر حضور داشته باشند.
دوم اینکه اجرای اثر باید از فن‌آوری دیجیتال سود ببرد. به شکلی كه این تكنولوژی بخش ضروری و ذاتی اثر نمایشی باشد. حتماً و حتماً باید از متن تا موسیقی و دكور و بازی و اجرا،‌ توسط هنرمندان برای تماشاگر ساخته شده باشد. در این میان، مفهوم اهمیت اجرای زنده یا زندگی روی صحنه نباید تحت هیچ عنوانی،‌ خدشه‌دار شود.
در همدان اجراهای شما متفاوت خواهد بود؟
به هر حال حضور در این رویداد معتبر انگیزه فراوانی به گروه نمایشی «جلوه» داده تا در فرصت باقی‌مانده برای حضور در این جشنواره با ترمیم نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت نمایش، حضوری در خور شان و نام درخشان تئاتر خراسان داشته باشد.
تئاتر کودک به نظر شما چه وضعیتی در خراسان رضوی دارد؟
در یک کلام باید بگویم «بحرانی»؛ روی صحبت من با مسئولینی است که سال‌هاست در خواب زمستانی عمیقی گرفتار شده‌اند و حوزه تئاتر کودک و نوجوان این پدیده بزرگ هنری و اجتماعی را از اولویت‌های کاری خود خارج کرده و با کمال ناباوری حتی به آن فکر هم نمی‌کنند.
تئاتر کودک و نوجوان نیازمند ردیف بودجه مشخص در طول سال است، یک فضای دائمی مختص به خود برای اجرای نمایش کودک و نوجوان در طول سال نیاز دارد و همچنین داشتن یک انجمن یا تشکل مجزا و ویژه‌تری می‌خواهد تا پی‌گیری دقیق‌تر خواسته‌های چهره‌های نام آشنای تئاتر کودک و نوجوان باشد. در واقع جدی‌تر شدن و شکل‌گیری فضاهای آموزشی مناسب برای علاقمندان این عرصه مهم هنری از ضروریات است.
دستگاه‌های متولی تئاتر کودک و نوجوان چه نقشی در رونق این شاخه از هنرهای نمایشی دارند؟
اگر امروز تئاتر کودک و نوجوان وجود دارد تنها به دلیل تلاش‌های هنرمندان این حوزه است چون متأسفانه دستگاه‌های متولی هنر حمایتی از آن نمی‌کنند و بقای این هنر با حمایت‌های شخصی هنرمندان و کسانی که به آن علاقه‌دارند گره خورده است. در این وضع جای کانون پرورش فکری کودک و نوجوان و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به شدت خالی است.
و اما حرف آخر؟
دوست دارم شعری از قیصر امین پور بخوانم و تمام؛ باز آن احساس گنگ و آشنا/ در دلم سير و سفر آغاز كرد/ باز هم با دست‌های كودكی/ سفره تنگ دلم را باز كرد/ باز برگشتم به آن دوران دور/ روزهای خوب و بازی‌های خوب…

موری نماینده ی تئاتر کودک خراسان در جشنواره ی بین المللی همدان

موری نماینده ی تئاتر کودک خراسان در جشنواره ی بین المللی همدان

01 (11)

نمايش «مورچه‌اى به نام مورى» به كارگردانى «محمد جهانپا» از مشهد به بخش مسابقه كودكِ جشنواره بين‌الـمللى تئاتر كودك و نوجوانِ همدان راه يافت.

این نمایش جدیدترین اثر گروه جلوه در زمینه ی تولیدات کودک و نوجوان می باشد